تبلیغات
تنگبار - از انقلاب روحانیت تا روحانیت انقلابی(۲)

در این قسمت به آسیب شناسی روحانیت اشاره ای کرده ام از همان دیدگاه شخصی وباز هم به اختصار ، با امید به اینکه ازمطالعه آن لذت ببرید ادامه مطلب را لمس یا روی آن کلیک کنید.

تا بحال از این منظر به روحانیتی که انقلاب کرد و بعد از یک چله پر تنش به این نتیجه رسید که برای بقا همچنان باید یک روحانی انقلابی در راس بماند و بقیه از او پیروی نمایند ،نگاه کرده بودید ؟ این نگرش برای سریع نتیجه گرفتن از تحلیل وقایع بسیار مناسب است . وبرای خود جامعه روحانیت بسیار سمی و خطرناک است .

چرا؟

عرض میکنم خدمتتون . اول اینکه این آرایش یک آرایش جنگی است و مدام از سوی دیگر طبقات جامعه مورد حمله واقع میشوند و از آنها انتقاد میشود به طور دایم و همیشگی و در مقابل این حملات چون تحمل انتقاد وجود ندارد روحانیت به خشونت متوسل میشود و دست بدامان قضات و نیروهای امنیتی میشود و در نهایت هزینه روی دست آنها میگذارد .پس نتیجه میگیریم آرایش جنگی مناسب زمان صلح و مناسب مناطق مسکونی و همینطور مناسب هموطن و خودی ها نیست .

دوم اینکه آرایش جنگی پر تنش و استرس زاست و طرفی که در جنگ محق نیست و طرفی که جنگ را تحمیل میکند بنا بر قوانین موجود و تجربه دچار فرسایش میشود و مدام اشتباه میکند و در نتیجه پی در پی تحلیل میرود و ضعیف و ضعیف تر میشود .و از دست رفتن نیرو در جنگهای روانی یعنی قدرت یافتن تصاعدی حریف ،چون نیرویی که ریزش میکند پس از مدتی به اردوی مقابل پیوند میخورد .هم بدلیل سرخوردگی از دیدن بی عدالتی و هم بدلیل محق بودن اکثریت .

این یک قطبی شدن و تبعیت از قوی ترین فقیه داخل کشور ، از دیدگاه آسیب شناسی حکم قرار دادن همه تخم مرغها در یک سبد را دارد . بعبارت دیگر زحمت اپوزیسیون رو کم کردند اما از سوی دیگه این واحد و یگانه شدن روحانیون آن اندازه که باید قدرت آنها را زیاد میکرد آنگونه نشد که این نیز دلایل متعدد دارد .یک دلیل آن غفلتی بود که در بروز شدن و حرکت به سمتی که جذابیت بیشتری مهیا کنند که بدنبال آن محبوبیت بیشتری را نصیب آنها کند بود که این مهم انجام نشد تا آنجا که روحانیت منبرها را هم به مداحان واگذار کردند .

دلیل دیگر این منزوی شدن این بود که روحانیت از زیست بوم دیگری به اقلیم ایران پاگذاشت و از همان ابتدا به جای وفق دادن خود که اقلیت بودند با اکثریت مردمی که ریشه های فرهنگی عمیق ملی داشت به مخالفت با ارزشهای مردمان و بی اعتنایی به نمادها و آیین کهن پرداختند . در حالی که تشیع با آیین کهن ایرانیان بسیار بسیار نزدیک بود و اصلا نیازی به تقابل و برخورد قهرآمیز نبود.
حقیقتا نتوانستم بفهمم چرا مقامات در تمام ادوار گذشته هر قدمی که برداشتند دقیقا خلاف کاری بود که بهتر بود انجام دهند .


  • آخرین ویرایش:1396/05/16
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر