تبلیغات
تنگبار - من نمیفهمم
1396/06/18  20:00

از میان خیل عظیم چیزهایی که نمی فهمم ، من این چند مورد را هم نمیفهمم .بریم ادامه مطلب ببینیم چرا نمیفهمم و چی هست که نمیفهمم.


من نمیفهمم این تمایل برای حذف و نیست کردن دیگر ممالک از کجا ناشی میشود ؟ تا قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند در سخنرانی ها ودر اعلامیه هایی که از خارج کشور از طرف بنیانگذار انقلاب پخش میشد  فقط اشاره ای به آوارگان فلسطینی میشد،در همین حد که احساسات مخاطب را به اندازه ای تحریک کنند که در نقش دفاع از مظلوم سریعتر و محکمتر به جریان انقلاب پیوند بخورد .و اصلا اسمی از آزاد سازی قدس نبود . اما همینکه جنگ شروع شد، و نزدیک یکسال طول کشید تا مهاجم را عقب راندیم و اراضی اشغالی را آزاد کردیم ،به فکرمان رسید قدس را هم آزاد کنیم و بناچار باید از روی عراق میرفتند رزمندگان اسلام ،پس سازمان تبلیغات جنگ درست کردیم که این سازمان شعار راه قدس از کرب و بلا میگذرد برای انقلابیون دیروز و رزمندگان امروز بسازد و دیگر هیچگاه تفکر انقلابیون به اینسوی مرزها برنگشت . که در اینباره چندین صفحه تحلیل و بررسی میتوان نوشت که جای خود دارد و جایش اینجا نیست . امروز فقط برای نفهمیدنیها فرصت آپلود هست .
خب کجا بودیم ؟  .... باری جریان آزادسازیها همینطور ادامه داشت تا اینکه آزادسازی واژه کمرنگی شد در مقابل روحیه تهاجمی و نگاه ویژه ای که به خارج از مرزها داشتیم . جنگ تمام شده بود و بازسازی هم اقناع و ارضاکننده نبود و برای این روحیه هدف و آرمان لازم بود و تصمیم گرفته شد اسراییل از روی نقشه حذف شود ،شاید آنکس که پشت تریبون تصمیم به حذف اسراییل از روی نقشه گرفت حذف فیزیکی و عملی و از روی زمین نبود و بنا به ملاحظات حاکم بر جلسه و نقش رزونانسی تریبون مجبور به گفتن آن شده و جا برای اصلاح آن هم بود . اما از اینسو میتوان چنین تصور کرد که هنوز سخنرانی پایان نپذیرفته سرداران و مقامات لشکری برای عملی ساختن آن شور و مشورت کرده و لوازم و ادوات لازم برای حذف را انتخاب و فرمان تهیه و تولید آنرا صادر و دیگر جایی برای انجام ندادن آن باقی نگذاشتند . 
این شد که رسما شدیم نقشه بردار اسراییل و در شکل کاملتر " از روی نقشه بردار اسراییل" .گذشت و گذشت تا در ادامه ساخت ادوات و لوازم برای حذف دیگر ساکنان دهکده جهانی به ما شک کردند و چون اسراییل کلاهک بسته ای داشت و بنا بر اصل مقابله به مثل چنین نتیجه گرفتند که ما هم زدیم تو کار بسته ای و همینکه خبر به گوش همسایه عرب رسید ، عرب سوخت در آتش حسد و برنتافت و دعوا بالا گرفت . هنوز چیزی ثابت نشده بود که دوتا لیچار اون گفت و دوتا فحش شنید و دعوا چنان بالا گرفت که صدای دو طرف تا خلیج فارس هم می رسید . بقیه همسایه ها هم بیدار شدن و پشت همسایه عرب رو گرفتند و هرکدوم خرده حسابی داشتند فرصت غنیمت شمردند و مدعی شدند . میان دعوا هم که حلوا خیرات نمی کردند از قدیم و به همان رسم قدیم از دهنمان پرید که این عرب را از نقشه پاک میکنیم و با خاک یکسان بسان سیستان خودمان میکنمش .
دردسرتان ندهم  همه دهکده جهانی شاکی شد  و همه قهر کردن و خشمگین رفتن خونه هاشون و غرولند کنان بالگد درارو بستن .روزها و شبها به قهر میگذشت و بچه هامون تو کوچه و خلیج اگه هم رو میدیدن سلام نمیکردن و دست به یقه میشدن . تا اینکه همسایه یوروپ دوتا کوچه اونطرف تر پریروزها خانومش رو فرستاد بنده خدا و اینطور شنیدیم که بهش گفته:
"زن مدتیه همسایه خاوری ها نمیان خرید برو یه سر ببین چی شده " خانوم همسایه هم با اکراه پاشده بود که بیاد ،آقا یوروپ گویا گفته "موگری برو دیر شد ، نمیخواد آرایش کنی " و "روسری یادت نره ببری ، جلدی اومدی ها ، سلفی هم نمی گیری "


  • آخرین ویرایش:1396/06/21
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر